‍ «بهار عاشق»

خواننده: همایون_شجریان
تنظیم: مزدا_انصاری
کلام: رهی_معیری
آلبوم: شب جدایی

برده صبرم از دل چشم مستی
ماه ساغر نوشی می پرستی
در میان خوبان فتنه جویی
در شکار دلها چیره دستی

شب با چهره‌ی او مه جلوه‌گر نیست
چون روی لطیفش گلبرگ تر نیست
با نگاه گرم او باده را اثر نیست
مست عشق رویش را از جهان خبر نیست
در جهان هستی، ما و عشق و مستی
تازه شد بهار عاشق از جمال گل عذارش
و آنکه نو گلی ندارد، چون خزان بود بهارش

طره‌ی مشکینی، برده هوشم
از لب نوشینی، باده نوشم
او ز تیر مژگان، جان ستاند
من به راه جانان، جان فروشم