مشاوران خانواده باید در کنار فیلمسازان باشند

خانواده اولین واحد اجتماعی جامعه است و روابط میان اعضای این واحد، هرقدر شیرین‌‌تر باشد، اثرات مستقیم آن روی آرامش و تعالی جامعه، بیشتر حس خواهدشد. ازآنجا که رسانه‌ها به‌ویژه رسانه‌های تصویری همچون سینما و تلویزیون اثر قابل‌توجهی در این حوزه دارند و می‌توانند نقش مهمی را در تغییر الگوپذیری خانواده‌ها و روند تربیتی فرزندان، ایفا کنند، با دکتر سیده‌معصومه طباطبایی، کارشناس ارشد روانشناسی بالینی صحبت کرده‌ایم. خانم طباطبایی که دکترای فلسفه و کلام اسلامی دارد و سال‌های متمادی، به‌عنوان مشاور خانواده و مدرس حوزه و دانشگاه، فعالیت داشته، از نقش خانواده در فیلم‌های ایرانی گفته و آسیب‌های ناشی از عدم ارائه الگوی درست در زندگی توسط این رسانه‌ها را بررسی کرده است. باتوجه به این‌که فیلم سینمایی «مهمان مامان»، اثری اقتباسی از داستان هوشنگ مرادی کرمانی، هنوز هم یکی از مهم‌ترین آثار این حوزه است، در پایان گفت‌وگو، تحلیل دکتر طباطبایی از این فیلم و روابط میان‌فردی موجود در آن را از ایشان جویا شدیم.
به عنوان کسی که سال‌ها در حوزه خانواده و مشاوره خانوادگی، فعالیت کرده‌‌اید، نقش رسانه‌های تصویری را در اعتلای فرهنگ اصیل ایرانی چطور ارزیابی می‌کنید؟ آیا نقش‌های والدین و فرزندان، همان طور که باید و شاید در رسانه‌های تصویری به نمایش درمی‌آید؟
برای بررسی نقش خانواده و تاثیراتی که از فضای رسانه و به‌صورت جزئی‌تر، از سینما و تلویزیون می‌گیرند، نیاز است به جایگاه خانواده در جامعه اشاره کنیم. طبیعی است که روابط میان اعضای کانون خانواده اگر بر مدار مهرورزی باشد، اثرات آن در بهباشی و آرامش آن خانواده و بالطبع جامعه موثر است. از طرف دیگر اثرات مستقیم خانواده، چه متعالی یا ناهنجار، در جامعه است که نمایان می‌شود. پس بهباشی خانواده، مهم‌ترین اصل یک جامعه متعالی و مترقی است؛ اما گزینه‌های مختلفی در ایجاد این بهباشی و آرامش، اثر دارند که رسانه‌ها در اولویت فهرست این گزینه‌ها قرار می‌گیرند. 
رسانه‌ها به‌صورت مستقیم وغیر قابل اغماض، در تربیت بچه‌ها و الگوپذیری اعضای خانواده موثرند و چون الگوپذیری یکی از مهم‌ترین مولفه‌ها در فرآیند تربیت خانواده است، پس برای پرداختن به این مسأله باید واقف باشیم به این مطلب که رسانه در شرایط کنونی، کانون ارائه الگو به خانواده‌هاست و خانواده‌ در بیشتر مواقع ناگزیر از پذیرش داده‌های رسانه به‌ویژه سینما و تلویزیون است. با نگاهی گذرا به تاریخ سینما می‌بینیم سینما در صد سال اخیر، جایگاه خاصی پیدا کرده و داده‌های مختلف را در قالب‌های مختلف به جوامع عرضه می‌کند. به‌ویژه در عصر فعلی که لذت‌جویی از فرهنگ تصویری و حافظه بصری، بین مردم غالب شده. 
و این اتفاق، می‌تواند بر تغییر سبک الگوپذیری خانواده‌ها، موثر باشد؟
تصویر، ابزار مهم فیلمسازان و فعالان حوزه سینما و تلویزیون است؛ این موضوعی است که همه جامعه‌شناسان و نظریه‌پردازان به آن واقف هستند و مطرح می‌کنند. فعالان این حوزه، برای ارائه الگوها یا تغییر راهبردهای فکری افراد از همین ابزار استفاده می کنند، آنقدر که ما می‌بینیم سبک زندگی خانواده‌ها حتی در دورترین نقاط و کم‌برخوردارترین مناطق، تحت‌تاثیر فرهنگ ارائه‌شده از سوی این رسانه‌ها شده است.
این رسانه‌ها آیا توانسته‌اند شیوه تربیتی والدین را هم تحت‌الشعاع قرار دهند؟
سینما و تلویزیون اثر مستقیمی در تغییر کارکردهای تربیتی والدین دارند، گاهی می‌بینیم نظام فکری والدین و الگوهای رفتاری آنها با آن‌چه رسانه‌ها ارائه می‌کنند، زاویه دارد. در این حالت یا خانواده مجبوراست خود را با الگوی مطرح شده از سوی رسانه تطبیق دهد یا روابط مادر و پدر با فرزندان دچار چالش می‌شود.
قاعدتا باید راه برون‌رفتی برای این مسأله وجود داشته باشد. هستند خانواده‌هایی که فرزندان را براساس الگوهای رفتاری و منش خانوادگی خود تربیت می‌کنند.
بله؛ راه برون‌رفت نظارت والدین است؛ لازم است خانواده‌ها درخصوص مطالب و خوراک فکری رسانه‌های تصویری نظارت داشته باشند. اما از طرف دیگر باید تلنگر ویژه‌ای هم نسبت به صاحبان فکر و فعالان حوزه سینما و تلویزیون داشته باشیم، این‌که سینما و تلویزیون و رسانه‌های تصویری باید همانطور که در بیان مسائل حقوقی و قضایی، از کارشناسان فن و خبره استفاده می کنند، در مسائل مرتبط با نظام فکری خانواده‌ها هم از حضور روان‌شناسان، جامعه‌شناسان و متخصصان حوزه زنان و خانواده، بهره بگیرند. کارکرد موثر رسانه‌های تصویری، در ارتقای فرهنگ عمومی جامعه تنها از این مسیر محقق می‌شود. درواقع همانطور که بیان مسائل حقوقی و قضایی، به دلیل پیگردهای قانونی، حساس و مهم است، باید نسبت به حوزه خانواده و کارکردهای تربیتی نیز حساسیت وجود داشته باشد. حضور افراد خبره در حوزه نظام فکری خانواده‌ها باعث می‌شود تولیدات تصویری، معارض با فرهنگ اصیل ایرانی و اسلامی نباشد و باعث آسیب به روابط زوجین، فرزندان و والدین نشود.
فیلم سینمایی مهمان مامان، تقریبا جزو معدود آثاری است که در این حوزه ماندگار شده و توانسته تا حدودی به نقش خانواده بپردازد.
بله؛ در برخی از فیلم‌ها مثل مهمان مامان به این موضوع توجه شده؛ مادربا وجود محدودیت‌ها و سختی‌ها سعی می‌کند مهمانی را سروسامان بدهد.  ما این خوشی و غم را کنار هم می‌بینیم و از طرف دیگر شاهدیم اعضای خانواده به تبعیت از مادر تلاش می‌کنند پذیرایی از مهمان به نحو احسن برگزار شود. ولی این فیلم نقاط ضعفی هم دارد، مثل جایگاه پدر در خانواده. 
پدری که نمایش داده می‌شود و به دلیل رفتارها و کوتاهی‌هایش مورد شماتت قرار می‌گیرد باعث شده جایگاه پدر، نمایش خوبی نداشته باشد. البته هرکدام از اعضا موظفند نقش خودشان را در کانون خانواده به درستی ایفا کنند و گاهی همین کوتاهی‌ها باعث شکل‌گیری درام و داستان می‌شود.
 اصلا همین ضعف، نقطه قوتی است برای مخاطبان تا به نقش مهم‌شان در خانواده پی ببرند. اما در عین حال، اصل فیلم بر نوع‌دوستی، گذشت و مهربانی گذاشته شده که جای تامل و تشکر دارد. نکاتی که باید موردتوجه فیلمسازان قرار بگیرد. رسانه باید بداند نمایش نقش والدین، یعنی پدر به‌عنوان مدیر خانواده و مادر به‌عنوان کانون مهر خانواده و تعامل این دو با فرزندان، ظرافت خاصی لازم دارد، و وقتی می‌توانیم به این مهم برسیم که مشاوران خانواده در کنار فیلمسازان ما حضور داشته باشند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *