راه های مناسب برای مقابله و کنترل عشق ممنوعه

زمانی که زن و شوهر با هم ازدواج می کنند به یکدگیر تعهد می دهند که از نظر جسمی و احساسی و فکری به هم وفادار باشند. عشق ممنوعه ، علاقه و جاذبه فردی متاهل به فردی غیر از همسر است که میتواند صرفا عاطفی باشد یا وارد مسائل جسمی شود.
عشق کامل ، از دیدگاه روانشناسی باید سه عنصر ، جذابیت جنسی ، تعهد و صمیمیت را داشته باشد . عشق ممنوع ، برقراری رابطه عاشقانه با افرد متاهل است که با زیر پا گذاشتن تعهد همراه است و همواره عنصر صمیمیت لازم را کم دارد. 
ازدواج حرمت دارد و همراه با تعهد است ، عشق هم حرمت دارد ، عشق پاک است ، عشق تعهد و فداکاری به همراه می آورد ، مشکل زمانی پیش می آید که شما چشمانتان را به روی واقعیت می بندید و روی تمایل جنسی و هوسبازی نام عشق می گذارید تا به این ترتیب از این واژه پاک و الهی برای مطهر کردن خیانت وهوسرانی خود استفاده  کنید و وجدانتان را آرام نمایید.  
رفتار شما باعث بروز آسیب های شدید روحی به همسر و فرزندان شما خواهد شد ، از نظر روابط انسانی شما قبل از شروع یک رابطه جدید باید رابطه قبلی را به پایان برسانید تا بدون آسیب زدن به شخصیت خود و دیگران به زندگیتان ادامه دهید. 
عشق واژه ای است که تبدیل به ریسمانی برای ارتباط سالم بین دو نفر می شود و به حفظ خانواده و سلامت جامعه مدنی کمک میکند و منجر به بقای نسل می شود ولی اگر در مسیری اشتباه قرار بگیرد میتواند آفتی برای خانواده و از بین رفتن سلامت جامعه شود. 
یکی از معضلات جامعه مدرن بروز عشق های ممنوعه است که صدمات جبران ناپذیی به روح و سلامت روان و زندگی افرد وارد میکند. 
عشق ممنوعه ، احساس و جاذبه شخص متاهل نسبت به نفر سوم است که میتواند کانون خانواده را از هم بپاشد.


چرا عشق ممنوعه با خوشبختی همراه نیست؟
خیانت ها معمولا با کشش شدید جنسی در مرد خیانتکار و افزایش صمیمیت در زن خیانتکار آغاز می شود. ولی مشکل این است که داین روابط همیشه بخشی از سه ضلع مثلث عشق کامل ( جاذبه جنسی ، تعهد و صمیمیت ) را کم دارد. 
مرد خائن متاهل در اغلب موارد نمیخواهد متعهد و صمیمی شود چون برایش دست و پاگیر است و حتی اگر از ازدواجش راضی نباشد تمایل ندارد با رسوایی خیانت روبرو شود. از سویی دیگر مردان خیانتکار تمایلی به شروع زندگی مشترک بعدی با زنی که شریک خیانتشان بوده ، ندارند چون به صورت ناخودآگاه نمیتوانند به او اعتماد کامل داشته باشند. به همین دلیل زمانی که فوران هورمون های جنسی در بدنشان از بین می رود دیگر تمایلی به ادامه ارتباط ندارند.
زن خائن متاهل بعد از مدتی احساس میکند صمیمیت میان او و شریک خیانتش ، او را ارضا نمی کند ، مرد تکیه گاهش نمی شود و برخلاف حرفهای عاشقانه ای که در گوشش میخواند تمایل به تعهد داشتن و ماندن در کنار او یا رها کردن زندگی مشترکش ندارد.  در واقع عمق صمیمیت و وفاداری که زن از رابطه خائنانه اش دارد ، تامین نمی شود. 
از آنجا که به دلیل مردسالاری تبعیض آمیز ،  زنان خائن  از نظر مذهبی و عرف اجتماع بیشتر از مردان خائن تحت فشار هستند ، بیشتر درگیر خود سرزنشی و سرخوردگی و احساس مورد سواستفاده واقع شدن ، می گردد. 
براساس پژوهش هایی که در حوزه مشاوره خانواده انجام شده حتی اگر زن یا مردی موفق شود مرد یا زن خیانتکار را برای طلاق از همسر و ازدواج با خودش ، راضی کند ، مدتی بعد از فروکش کردن کشش شدید جنسی که به نام  تب و تاب عاشقی شناخته می شود و رسیدن به تعادل هورمونی ، دیگر رابطه برایشان جذابیتی ندارد و زندگی مشترکشان شکست می خورد. 
بیشترین طول عمر کشش جنسی شدید بین زوجین ۲ سال است که در برخی موارد به ۱ – ۶ ماه هم کاهش پیدا میکند. از سویی دیگر همیشه در ناخودآگاه این افراد چیزی به آنها تلنگر می زند که طرف مقابلشان خلاف قوانین اخلاقی ، شرعی و عرفی ازدواج ، کنار آنها بوده است پس چطور میتوان مطمئن بود که دوباره مرتکب این خطا نشود؟
 
علت شکل گیری عشق ممنوعه
معمولا زمانی که درباره ریشه های عشق ممنوعه یا همان خیانت بررسی هایی انجام میدهیم به وجود  مشکلات عاطفی و خلاء های احساسی یا جنسی در زندگی طرفین می رسیم که به جای درمان و رسیدگی به مشکل یا حتی جدا شدن ، راهی را انتخاب میکنند که گرهی کور به مشکلاتشان می زند. رایج ترین دلایل عشق ممنوعه عبارتند از :


مشکلات زندگی مشترک
برخی زوجین به جای تمرکز برای حل مشکلات زندگی مشترک به بیراهه رفته و درگیر خیانت می شوند . این افراد معمولا عشق و محبت و توجه مورد نیازشان را از همسرشان نمی بینند و به دنبال تامین نیازهایشان در فرد دیگر می گردند. 
معمولا رابطه سرد و بی روح بین زوجین میتواند عاملی برای خیانت همسر محسوب شود.  در این روابط یکی از زوجین یا هر دو نفرشان  احساس تعهد زیادی به هم ندارند و احتمال خطا در آنها بیشتر است. 
اغلب این افراد درگیر عشق ممنوعه شده و مشکلاتشان چندین برابر می شود ، از سویی احساس گناه و عذاب وجدان و از سویی دیگر ترس از  بی آبرویی معضلات روحی آن ها بعد از مدتی تشدید میکند.

تله های شخصیتی 
گاهی اوقات عامل خیانت تله های روحی و روانی است که از کودکی در شخصیت فرد شکل گرفته است. ریشه های نادرست تربیتی و طرحواره های کمبود محبت میتواند فرد را به سمت خیانت یا کشیده شدن به سمت فرد نامناسب سوق دهد. 
مثلا فردی که درگیر طرحواره رها شدگی است به سمت افرادی جذب می شود که تنوع طلب و غیر متعهد هستند. 
یا فردی که درگیر طرحواره نقص و شرم است و خودش را لایق احترام و عشق نمی داند و برعکس خودش را لایق روابط اشتباه میداند و با وجود این که متوجه است خیانتش چه آسیبی به همسرش می زند و کار اشتباهی است ولی وارد عشق ممنوعه می شود. 

شخصیت تنوع طلب
شخصیت برخی از افراد تنوع طلب است و نمی توانند در طولانی مدت متعهد بمانند و دیر یا زود وارد رابطه ای جدید برای تجربه هیجان های جدید می شوند. ازدواج شخصی که متعهد است با چنین فردی اشتباه محض است زیرا ذات او تمایلی به تعهد ندارد و باید به هر طریقی شده روحیه تنوع طلب جنسی خود را ارضا کند و با افراد مختلفی وارد رابطه شود. 
ماندن در رابطه ای بلند مدت همراه با تعهد برای این افراد خسته کننده و بی معنی است. 

عدم ارضای جنسی
نبود رابطه جنسی بین زن و شوهر میتواند یکی دیگر از دلایل خیانت باشد.  مشکلات خانوادگی ، سرد مزاجی یکی از زوجین ، عدم هماهنگی مزاج جنسی زوجین ، مشکلات جسمی ، بیماری ، بارداری و غیره میتواند منجر به عدم رضایت جنسی در یکی از زوجین شود. 
از آنجا که رابطه جنسی یکی از نیازهای اساسی انسان محسوب می شود در صورتی که فکری برای تامین نیازهای جنسی همسرتان نکنید میتواند او را به سمت خیانت و تامین نیازهایش خارج از بستر ازدواج بکشاند. 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *