احکام/ دروغ مصلحت آمیز چیست؟

شکی نیست که دروغگویی یک عمل غیر اخلاقی است. اما هم عقل و هم شرع دروغگویی را در برخی مواقع مانند جائی که موجب نجات جان بی گناهی می شود، جایز می داند. در عرف مردم دروغی که گفتن آن جایز است را «دروغ مصلحت آمیز» گفته می شود. اما این اصطلاح دست خوش تفسیرهای شخصی از سوی افراد است.
دروغ مصلحت آمیز چیست ؟

دروغ مصلحت آمیز، دروغی که با هدف نیل به یک مصلحت انجام می گیرد. قبح دروغ در اخلاق و فقه، با دلیل عقلی و نقلی اثبات می شود. بیشتر دانشمندان شیعی بر این باورند که قبح دروغ ذاتی نیست. آنها با استناد به ادلۀ عقلی و نیز روایات حکم کرده اند که بنا بر مصلحت، دروغ گویی جایز و گاه لازم است.

با تأمل در ادله ی مجوز دروغ مصلحت آمیز می توان دریافت که مقصود از مصلحت در دروغ مصلحت آمیز، مطلق مصلحت نیست، بلکه، ضرورت غیر قابل اجتناب و یا مصلحت روابط انسان هاست.

آنچه با بررسی روایات و کتب فقهی و اخلاقی علمای اسلامی به دست می آید، این است که عنوان «دروغ مصلحت آمیز» به این صورت ترکیبی، در لسان شرع و در کلام علمای اخلاق و فقهاء متقدم وارد نشده است. بلکه در این منابع دروغگویی به خاطر برخی مصالح جایز شمرده شده است. بنابراین، عنوان «دروغ مصلحت آمیز»، چیزی است که در عرف مردم جعل و رایج شده است.

احکام دروغ مصلحت آمیز در اسلام :
پرسش : دروغ مصلحت آمیز در اسلام چه حکمی دارد؟ و آیا پیامبران و پیشوایان بزرگ چنین دروغی می گفته اند؟

پاسخ : دروغ ذاتاً کار فوق العاده بدى است و بسیارى از مشکلات و بدبختى ها و نا به سامانى هاى اجتماع کنونى ما بر اثر همین دروغ است. در بعضى از بیاناتى که از ائمه اهل بیت (علیهم السلام) رسیده، دروغ را کلید سایر گناهان شمرده اند! در صورتى که انسان براى ایجاد الفت و محبت و رفع کینه و کدورت دروغ بگوید و بدین وسیله میان آنها صلح و صفا و صمیمیت برقرار کند دروغ حرام نیست.

اما در عین حال در بعضی از موارد استثنایى، اتفاقاتی می افتد که اگر انسان در آن جا راست بگوید فتنه و فساد بزرگى برپا مى شود در حالى که اگر راست نگوید آتش فتنه خاموش مى شود؛ به عنوان مثال، هرگاه میان دو نفر اختلاف شدیدى باشد و یکى از آنها پشت سر دیگرى بدگویى کند و ما هم بشنویم و بدانیم که اگر در برابر سؤالاتى که مى شود راست بگوییم و بدگویى هاى او را فاش کنیم، آتش فتنه اى برپا مى شود که ممکن است تلفات و خسارات مهم و زیادى به بار آورد؛ بدیهى است در چنین مواردى راست گفتن کار غلطى است و هیچ عاقلى نمى تواند بگوید در چنین موردى هم باید راست گفت، این یک قانون مسلّم عقلى است که هرگاه فساد چیزى از اصلاح آن بیشتر باشد، ما باید از آن چیز بپرهیزیم.

قوانین اسلامى نیز این حکم عقلى را تأیید کرده و در چنین موارد استثنایى، از روى ضرورت دروغ گفتن را تجویز مى کند.

ولى به دو موضوع باید مؤکّداً توجّه داشت: اول این که این موضوع کاملا جنبه استثنایى دارد و جز در شرایط خاصى دروغ گفتن جایز نیست و نباید عده اى موضوع «دروغ مصلحت آمیز» را دستاویز کرده و بدون جهت و یا براى به دست آوردن منافع شخصى دروغ بگویند و این عمل زشت را به نام این که مصلحت! ایجاب کرده، مرتکب شوند.

دوم این که اسلام به قدرى به موضوع دروغ اهمّیّت داده که حتى در مواردى که ضرورت ایجاب مى کند که انسان دروغ بگوید، دستور «توریه» داده است و در میان دانشمندان و فقهاى ما این فتوا مشهور است.

منظور از «توریه» این است که در موارد ضرورى به جاى دروغ گفتن، جمله اى گفته شود که شنونده به گمان خود از آن مطلبى استفاده کند در حالى که منظور گوینده چیز دیگرى بوده است; مثلا: کسى از ما بپرسد آیا فلان کس درباره من چنین حرف بدى زده؟ ما در جواب مى گوییم: نه تا من اونجا (خانه شان) بودم حرف بدی نزد، در اصل زمانی که شما آنجا بودید حرفی نزد اما در جای دیگری زده است. شما دروغ نگفتید، ولى شنونده با شنیدن این سخن، چنین مى پندارد که اصلا آن حرف درباره او گفته نشده است.

آیا دروغ مصلحتی گناه دارد؟
از طرف دیگر، موقعیت هایى در زندگى انسان پیش مى آید که آدمى در آن ها بر اثر ضعف و مانند آن نمى تواند راست بگوید و حتى اگر راست بگوید، ارزش اخلاقى دیگرى را زیر پا نهاده و حقوق دیگران را نادیده گرفته است. اگر به دشمنى که مى خواهد از راست گویى من سوء استفاده کند و اطلاعات نظامى کشورم را به دست آورد راست بگویم این کار من خیانت به کشور و نابود کردن هم وطنانم خواهد بود. بدین ترتیب به نظر مى رسد که گاهی دروغ مجاز و حتى لازم است.

اگر در کلمات پیشوایان دین – به مقتضاى ضرورت و حفظ جان و مال مردم و جلوگیرى از اختلافات و فتنه ها – دروغ مصلحت آمیزى بوده باشد، حتماً از قبیل توریه است که دروغ محسوب نمى گردد.

روشن است که در آیات قرآن هیچ گونه دروغ مصلحت آمیز و توریه وجود ندارد، یعنى درباره آیات و احکام الهى اصولا چنین ضرورتى مفهوم ندارد.

در وصایاى رسول خدا (ص) به امیر المؤمنین(ع) آمده است:

«یَا عَلِیُّ ثَلَاثٌ‏ یَحْسُنُ‏ فِیهِنَّ‏ الْکَذِبُ‏ الْمَکِیدَهُ فِی الْحَرْبِ وَ عِدَتُکَ زَوْجَتَکَ وَ الْإِصْلَاحُ بَیْنَ النَّاس‏.»[بحار الانوار، چاپ بیروت، ج ٧۴- ص ۵١]

«یا على! سه چیز است که دروغ در آن نیکو است: خدعه و نیرنگ در جنگ، وعده به همسر و اصلاح میان مردم.»

و از امام صادق(ع) آمده است:

«کُلُّ کَذِبٍ مَسْئُولٌ عَنْهُ صَاحِبُهُ یَوْماً إِلَّا کَذِباً فِی ثَلَاثَهٍ رَجُلٌ‏ کَائِدٌ فِی‏ حَرْبِهِ‏ فَهُوَ مَوْضُوعٌ‏ عَنْه‏ وَ …»[اصول کافى، ج ٢- ص ٣۴٢، حدیث ١٨]

«هر دروغى یک روز مورد بازخواست واقع مى‏شود مگر در سه چیز: کسى که‏ در جنگ با دشمن خدعه می‌کند و …»

از این احادیث استفاده می‌شود که دروغ در سه مورد جایز است که یکى از آنها جنگ است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *